------------ --------- --------- --------- --------- ---
[1] نساء، 59.
[2] وسایل الشیعه، ج 1، ص 67، شیخ حر عاملی.
[3] نهج البلاغه، خطبه 131.
قسمت دوم: منظور از ولايت مطلقه فقيه چيست؟
برای درك حقیقت ولایت مطلقۀ فقیه بیان چند امر ضروری است:
الف. معنای ولایت:
ولایت در زبان عربی از ماده «ولِِی» به معنای نزدیكی و قرب است[1] برای لفظ ولایت غیر از این معنا دو معنای: 1. سلطنت و چیرگی 2. رهبری و حكومت ذكر شده است[2].
ب. معنای ولایت فقیه:
ولایت به معنای والی بودن، مدیر بودن و مجری است و اگر گفته می شود: «كه فقیه ولایت دارد؛ یعنی از سوی شارع مقدس، تبیین قوانین الاهی و اجرای احكام دین و مدیریت جامعه اسلامی در عصر غیبت بر عهدۀ فقیه جامع الشرایط است[3]».
عده ای در این معنا نوعی «آقایی»، «ریاست» و «سلطنت» را نیز ادعا كرده اند كه بیانگر چیرگی «ولی» بر «مولی علیه» است. حال آن كه مقصود از آن: «سرپرستی امور «مولی علیه» و ادارۀ شئون او است كه نوعی خدمت به «مولی علیه» است»[4].
ج. معنای مطلقه بودن ولایت فقیه:
در فقه؛ ولایت چند گروه ثابت شده است :1- ولایت پدر و جد پدری بر فرزند كوچك (غیر رشید) و بر فرزند دیوانه و یا سفیه (كم عقل)[5]، در این موارد امور فرزند (دختر یا پسر) بر عهدۀ پدر یا جد پدری او است، كه پدر و جدی پدری با توجه به مصلحت فرزند امور او را اداره می كنند. - ولایت وكیل بر موكل تا زمانی كه موكل زنده باشد. موارد دیگری نیز ثابت است كه در کتاب های فقهی ذكر شده است. پس اصل ولایت بر دیگران از ضروریات فقه اسلام است یكی از این ولایت ها، ولایت فقیه است.
آن چه مسلم است این است كه همۀ فقیهان در اصل ثبوت ولایت فقیه اتفاق نظر دارند و اختلاف آنها در سعه و ضیق دامنه اختیارات ولی فقیه است كه اگر اختیارات او را از نوع ولایت به معنای ادارۀ امور جامعه بگیریم به همان معنای ولایت مطلقه می رسیم.
ولایت مطلقه فقیه یك اصطلاح فقهی است كه به حوزۀ اعمال ولایت و كسانی كه تحت ولایت قرار دارند نظر دارد و محدودیت در این زمینه را انكار می كند. به عبارت دیگر این اصطلاح بیان می كند كه، دامنۀ ولایت فقیه، محدود به عده خاصی مانند دیوانگان، سفیهان و ... نیست بلكه نسبت به همه اقشار جامعه و همۀ افراد و همۀ احكام و مطلق است. حضرت امام خمینی (ره) در این باره می فرمود: هر آنچه برای پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است، عین همان امور برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات آنها كه از این جهت نیست برای فقیه هم ثابت نیست[6].
مرحوم شیخ انصاری در مناصب فقیه جامع الشرایط می گوید:
«مناصب فقیه جامع الشرایط عبارت است از: 1. فتوا 2. حكومت (قضاوت) 3. ولایت تصرف در اموال و انفس»[7] و در ادامه می فرماید: «بله هر امری كه مردم در آن به رئیسشان رجوع می كنند، به مقتضای این كه فقها اولی الامر هستند، بعید نیست كه در این امور قائل به رجوع به فقیه شویم».[8]
بله بعضی از فقهاء این وسعت اختیارات را برای فقیه قبول ندارند و فقط دو منصب فتوا و قضاوت را ثابت می دانند[9].
از این بیان روشن شد كه اولا: منظور از ولایت مطلقه، و مطلق بودن ولایت این است که «فقیه باید همه احكام اسلام را تبیین كند (نه بعضی و در مورد برخی). ثانیاً: هر آنچه برای پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است، برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات پیامبر و امام كه از جهت ولایت و رهبری نیست برای فقیه هم ثابت نیست.[10] (مثل اختیاراتی که به خاطر رسول خدا بودن و معصوم بودن دارد). لازم به تذکر است که تمام وظایف و تکالیفی که از ناحیه معصومین صادر می شود، مطابق با عقل و شرع است و هیچ گاه دستورات خلاف شرع و عقل نظیر خود کشی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه(ع) صادر نمی شود.
------------ --------- --------- --------- -
[1] رازی، عبدالقادر، مختار الصحاح، (صحاح جوهری)، ماده ولی، ص 631، انتشارات الرسالة.
[2] همان؛ معجم الوسیط، ص 1058، انتشارات دارالدعوة.
[3] جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ص 463، انتشارات اسراء.
[4] هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، ص 65، انتشارات خانه خرد.
[5] نجفی، محمد حسن، جواهر الكلام، ج 22، ص 322، لوح فشرده جامع فقه اهل بیت(ع).
[6] جواهر الكلام، ج 22، ص 324.
[7] هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، ص 125، انتشارات خانه خرد.
[8] امام خمینی، كتاب البیع، ج 2، ص 654.
[9] انصاری، شیخ مرتضی، مكاسب محرمه، ج 3، ص 545.
قسمت سوم:
اما در پاسخ به قسمت سوم سؤال که آیا بر رهبری نیز می توان نظارت كرد؟ و در صورت بروز تخلف به چه مرجعی باید مراجعه كرد؟، باید بگوئیم مجلس خبرگان رهبری که نوعاً افراد با تقوا و شجاعی هستند همگی منتخبان مردم هستند و بر اعمال و رفتار رهبر نظارت دقیق دارند و در صورت بروز تخلفی از شخص رهبر و ولی فقیه بدون هیچ گونه اغماضی و به عنوان یک وظیفه شرعی و قانونی و از باب نصیحت رهبر مسلمانان (نصیحت ائمه مسلمین) به ایشان تذکر خواهند داد. علاوه بر این، همه مردم می توانند نظرات و اعتراضات خود را دلسوزانه از طریق نامه یا سایت های اینترنتی ایشان به ایشان منتقل کنند. و اگر زمانی ولی فقیه شرایط رهبری را از دست بدهد، علاوه بر این که خود به خود از منصب خود عزل می شود[1] خبرگان رهبری نیز وظیفه دارند این منصب را از او گرفته و به شخص دبگری که دارای شرایط و صلاحیت رهبری است واگذار نمایند[2].
------------ --------- --------- ---------
[1] - رجوع شود به: فاکر، محمد رضا، ملاحظاتی پیرامون وظایف خبرگان، روزنامه رسالت، 19/7/69.
[2] . رجوع شود به: مهدوی کنی، محمد رضا، صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج 3، جلسه سی و دوم، ص 1279.
